دیگران

بعداز ظهر دیروز در حین رفتن به کلاس خوشنویسی علیرغم داشتن یه روز پرکار و نچسب سرکارم، حکایات همیشگی کار و دیده نشدن، حس خوبی داشتم و تو وبلاگ ذهنم بر خلاف اکثر مواقع که به خودم سخت میگیرم و خود بیچارمو سرزنش میکنم اینبار خودمو تحسین میکردم یه جور حس رضایت از فعالیتاماز خود راضی، اینکه دارم به نسبت از وقتام خوب استفاده میکنم، خودم از خودم ذوق کرده بودم و با لبخند و پرانرژی رفتم سر کلاسمژه، استاد با نگاه سرد و بیان جملاتی منفی بخشی از انرژی شاگرد رو خالی کرد که بحق خط من در مقاسه با خط شاگردی که مورد تعریف و تمجید استاد بود بهتر بودسوال!!!!! بدو بدو تاکسی گرفتمو رفتم کلاس تنیسم، مربی جدید بهم موج منفی میداد و تو کلاس دیده نمیشدممنتظر انرژی که خودم به خودم داده بودم توسط دیگران براحتی تخلیه شد افسوسطوریکه وقتی خونه برگشتم بینهایت خسته روحی بودم و باز تصمیم واسه خودم که ملیحه ....

کاش اونقدر توان داشتم که کامل نقش این نوع دیگران رو حذف میکردم اما این دیگران هستند.

نتیجه 1 : علاوه بر اینکه خودم به خودم سخت میگیرم ظاهرا دیگران هم بهم سخت میگیرند.

نتیجه 2 : حس آدم لحظه به لحظه در نوسانه شایدم حس من

پ.ن به آقای پائولو کوئیلو( در کتاب کیمیاگر): گاهی هم همه چیز دست بدست هم میدن تا تو اون چیزی که بدست آوردی رو از دست بدی نیشخند

امروز از صبح کاملا بی انرژی‌ام تااااااااااااا شب چه شودآخ   

/ 27 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آشپز20

سلام عزیزم من نمیتونم زیاد بنویسم رمزمو میدم خودت برو بخون همه چیزو میفهمی هر وقت برگشتم سر فرصت حتما لینکتون میکنم اینم رمز 6065

زهرا

سلام قندك [گل] نيره جون راست ميگه ،خب يه چيزي بنويس ديگه [لبخند]

زهرا

kokoj shenasi dige:D booooooooooos

اسما

سلام ملی جونم.[بغل] بابا خیلی بی معرفتی به خدا...تا من نیام تو که اصلا سراغی از من نمیگیری.[قهر][گریه] اگه نیومدی منم دیگه نمیام و باهات قهر میکنم خانوم ورزشکاره خوشنویس هنرمند خودم[ماچ]

اسما

سلام بر ملی آنجلینای خودم....[بغل] فدات بشم الهییییییییییییییییییییی که خیلی دلم واست تنگ شده بود.[ماچ]

ديرآمدي

سلام ململي به حرفت گوش كردم و چند تا از تصويرسازيهامو گذاشتم توي وب....منتظرتم وروجك[بغل]

ديرآمدي

مي دوني از كي ننوشتي خانوم گلي؟!!!!