دوباره احساساتی شدم و باز تو اوج احساساتم تصمیم گرفتم، اولین کاری که کردم یه برگه کوچک پایین مونیتور چسبوندم با این مضموم: Don't forget, practicing more and more، تهشم چند تا نقطه که واسه خودم شفافه، در این راستا یه ایمیل زدم به کوکوژام و برای مصمم شدن خودم و ثبت تصمیماتم اومدم اینجا...

یکی از برنامه‌هام تمرین و تقویت انگلیسیه که از وقتی اومدم بندر کامل گذاشتمش کنار، خیلی وقته یه برنامه‌ای چیدم واسه خودم و شوشوم ولی دریغ از انجامدروغگو

میخوام تلاش کنم که اولا حتما پایان‌نامه ام رو که از توش دو تا مقاله میاد بیرون حداقل یه مقاله بکشم بیرون و در این زمینه هم تلاش کنم ...

اگه نتونم این کارا رو کنم خودمو تنبیه میکنم بازندهمن میتونم من میتونم هورا...

ساعت 5 بعدازظهر داریم واسه یه عروسی میریم شاهین‌شهر، فکر کنم اونقدر مسیر طولانی هست که خودم و البته شوشوم را با تصمیم جدیدم کچل کنمنیشخند ...