دومین پنجشنبه و جمعه زندگی مشترک رو هم سپری کردیم با تجربه چند اولین بار، اولین صبونه رو آماده و با هم تو خونه خودمون نوش جان کردیم نون و پنیر، کره و مربا و عسل اما بدون سفره  و ظرف ( مدل خوابگاهی )، به من که خیلی مزه دادمژه. اولین سری لباسای چرکمونو ، ماشین لباسشویی زحمت کشید دست تکنولوژی درد نکنه و پذیرای خانواده 8 نفره دایی شوشو جونمقلب به‌عنوان اولین مهمان‌های خودمون بودیم. تجربه اولین میزبانی جدی!! بعد احوالپرسی چهره‌های جدید و ناآشنا و آروم،  بی‌اختیار رفتم تو یه اتاق و بامزه‌گیش این بود که کوکوژمم اومد دنبال من، اونم نمیدونست چیکار کنه، همه سکوت بودند و بعضی جملات دایم تکرار میشد خوب شد شاغلیم و الا حرفی نمیموند واسه گفتن! با مرورش کلی با هم خندیدیمخنده ...

دیروز بالاخره مرحله اول جمع و جور کردن و  تمیزی خونه تموم شد اگه پت و مت بودیم آخرش بهم دست میدادیم ولی ما هورا کشیدیم هورا که بالاخره تموم شداز خود راضی.  مرحله دوم، خرید مابقی کسورات زندگی مشترکمونه که بعدا میگمنیشخند